X
تبلیغات
رایتل
آدم در دم مرد
Blogroll Me!
RSS | صفحه اول | تماس

مجتبا پورمحسن

دوشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1386
نگاهی به مجموعه شعر«هفت ها» سروده مجتبی پورمحسن

ویرانگری عمل

مازیار نیستانی

امروزه بسیاری از فضاهای مهیج و موج آفرین را از دست داده ایم (این دو کنش در دیدگاه نگارنده فاقد بار ارزشی هستند) و گویا این که دهه هشتاد بیشتر کنشی بازاندیشانه بر محوری ازخودانتقادی دارد. ولی با این وجود هنوز شاهد مجموعه شعر چشمگیری در این دهه نبوده ایم. و از طرف دیگر در این دهه فضای حاد- نوشتاری خاصی شکل گرفته است که سعی در سست کردن موقعیت فاعل شناسا دارد. از این منظر دیگر سخن، هژمونی (سلطه) خود را در سامانه های مشخص نوشتاری خاص از دست داده است. به تعبیری دیگر تفکر در موقعیت ژنریک با بحران مواجه شده است. نویسش شعر، اندیشه و نقد دیگر در این راستا راهی به جز عدم درک خود به مثابه خود ندارد. با این حال وقتی که در مقابل متافیزیک شعر قرار می گیریم انگار در مقابل بازی مشخصی با زبان که از طرف مولف (به عنوان موجودیتی فارغ از متن) در ژانر خاص و با تمهیداتی قابل پیش بینی روبه رو می شویم. بازی در متافیزیک؛ و متافیزیکی که در زبان شعر بر شعر حقنه شده است. از این رو چاره یی نداریم جز هجو، شوخی و تخیل تا حدی که بنیان ژنریک متن را از بین ببرد.مجموعه شعر «هفت ها» نوشته مجتبی پورمحسن سعی دارد با بازی و شوخی و هزل بار متافیزیک شعرش را به سود غیبت شعر و ناشعریت بکاهد.
ادامه در روزنامه اعتماد

معرفی دوست خوبم یوسف علیخانی درباره کتاب هفت ها

شعر

نقد

داستان
کتاب
گفت و گو
نقد آثار
ترجمه
آلبوم عکس
بلاگ
آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان :
204358

عناوین آخرین یادداشت ها

نقل مطلب از این سایت با ذکر منبع مجاز است.